لغت نامه دهخدا
برونتیر. [ بْرو / ب ُ ن ِی ِ ] ( اِخ ) فردینان. ( 1849- 1906 م. ) منتقد ادبی فرانسوی. وی فرضیه هایی درباب ادبیات ایجاد کرده که گاهی بسیار سیستماتیک می باشند. او عضو آکادمی فرانسه بود. ( فرهنگ فارسی معین ).
برونتیر. [ بْرو / ب ُ ن ِی ِ ] ( اِخ ) فردینان. ( 1849- 1906 م. ) منتقد ادبی فرانسوی. وی فرضیه هایی درباب ادبیات ایجاد کرده که گاهی بسیار سیستماتیک می باشند. او عضو آکادمی فرانسه بود. ( فرهنگ فارسی معین ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برونتیر منتقد پیرو کلیسای کاتولیک رومی گفتهاست: «دایرِِِِِه المعارف اثر برجسته روزگار خود، آرمان اندیشههای قبل از آن، منشأ اندیشههای آینده و در نتیجه کانون واقعی تاریخ اندیشه در قرن هجدهم است.» اندیشههای فلسفی بیکن، دکارت، هابز، لاک، بارکلی، اسپینوزا، بل و لایبنیتز، افکار علمی کوپرنیک، وسالیوس، کپلر، گالیله، دکارت، هویگنس و نیوتن، کشفیات جغرافیایی دریانوردان، مبلغان مسیحی، جهانگردان، و تاریخ دنیای باستان دستگیر دانشمندان بود، ولی این قلمرو وسیع دانش محتاج وسیلهای بود تا در دسترس مردم نهاده شود.