جعل کردن
مترادفها
تقلب کردن، ساختگی کردن
متضادها
راست کردن، صحت بخشیدن
لغت نامه دهخدا
جعل کردن. [ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خبر دروغ اختراع کردن. ( ناظم الاطباء ). هر چیز ساختگی و نااصل را بجای اصل قرار دادن و اصلی جلوه دادن. رجوع به جعل ( اصطلاح حقوق ) شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- کردن ساختن. ۲- آفریدن خلق کردن. ۳- قرار دادن وضع کردن. ۴- تقلب کردن ( در اسناد و غیره ): ( ( فلانی سند جعل میکند. ) )
ویکی واژه
falsificare
جمله سازی با جعل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آیات به اصطلاح «افک» است. «افک» دروغ بزرگی (تهمتی) است که برای بردن آبروی رسول خدا بعضی از منافقین برای همسر رسول خدا جعل کردند. خلاصه داستان به نقل اهل سنت این است که عایشه همسر پیامبر هنگام بازگشت مسلمین از یک غزوه، در یکی از منزلها برای قضای حاجت داخل جنگلی شد، در آنجا طوق (روبند) او به زمین افتاد و مدتی دنبال آن میگشت و در نتیجه از قافله بازماند و توسط صفوان که از دنبال قافله برای جمعآوری از راه ماندگان حرکت میکرد، با تأخیر وارد مدینه شد. به دنبال این حادثه منافقین تهمتهایی را علیه همسر پیامبر شایع کردند.
💡 متهم در دادگاه اعتراف کرد که برای رسیدن به هدف خود اقدام به جعل کردن اسناد رسمی و امضای رئیس هیئت مدیره شرکت نموده است.
💡 پلیس پس از بررسی دقیق مدارک شناسایی متوجه شد که فرد مذکور با جعل کردن کارت ملی خود توانسته است از بسیاری از امتیازات دولتی استفاده کند.
💡 هرگونه تلاش برای جعل کردن امضای دیگران در قراردادهای تجاری میتواند منجر به پیگرد قانونی شدید و مجازاتهای سنگین زندان برای متخلفان شود.