برهم خوردگی

لغت نامه دهخدا

برهم خوردگی. [ ب َ هََ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) پریشانی. درهمی. ( فرهنگ فارسی معین ). || فساد و فتنه و آشوب. ( ناظم الاطباء ). || اضطراب. تشویش. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

۱- پریشانی درهمی. ۲- اضطراب تشویش. ۳- فساد فتنه آشوب.
پریشانی درهمی.

جمله سازی با برهم خوردگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تئوری‌های مختلف توضیح می‌دهند که چگونه یک فاز لاستیکی پراکنده یک ماده پلیمری را سخت می‌کند. اکثر آنها از روش‌های اتلاف انرژی در سراسر ماتریس استفاده می‌کنند. این نظریه‌ها عبارتند از: تئوری ریزترک، نظریه تسلیم برشی، نظریه برهم خوردگی چندگانه، نظریه برهمکنش باند برشی و کرازینگ، و اخیراً آنهایی که شامل اثرات ضخامت بحرانی لیگامان، ناحیه پلاستیک بحرانی، خالی شدن و کاویتاسیون، رقابت آسیب و غیره می‌شود.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز