برفراشته
کلمهی «برفراشته» در فارسی به معنای بلند، استوار و سربهفلک کشیده است. این واژه از ترکیب «بر» به معنای بالا یا فرا و «فراشته» به معنای کشیده شده یا برافراشته تشکیل شده است. برفراشته معمولاً برای توصیف اشیاء، سازهها یا موجوداتی که قامت بلند و حالت استواری دارند به کار میرود. در ادبیات فارسی، این واژه به ویژه برای توصیف کوهها، درختان تنومند، ستونها و بناهای بلند استفاده شده است تا عظمت و جلال آنها را نشان دهد. همچنین، برفراشته میتواند به حالت روحی یا شخصیتی انسانها نیز اشاره کند، مانند کسی که با شجاعت، سربلندی و وقار رفتار میکند. از نظر معنایی، برفراشته با کلماتی مثل بلندمرتبه، استوار، سربهفلک کشیده و سربلند هممعنی است. این واژه معمولاً بار مثبت دارد و به نشانه قدرت، اقتدار و جلال به کار میرود. در مکالمات روزمره کمتر استفاده میشود و بیشتر در ادبیات، توصیف طبیعت و متون شاعرانه دیده میشود.
مترادفها
آراسته، مزین، زینت داده شده
متضادها
فروکش کرده، خموده، پایین
لغت نامه دهخدا
برفراشته. [ ب َ ف َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) برافراشته. بلندکرده. بربرده:
ای روی داده صحبت دنیا را
شادان و برفراشته آوا را.ناصرخسرو.نشان تندرستی و قوت او [ افعی گرزه ] آن باشد که سر برفراشته دارد و چشمهاء او سرخ بود. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
جمله سازی با برفراشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خدیو خطهٔ امکانکه از عنایت یزدان فراز خرگه لاهوت برفراشته سنجق
💡 اول عظیم داشته شأن ترا خدای وانگاه برفراشته عرش عظیم را
💡 هزار شب بدعا دست برفراشته ام بود شبی که خدا را کنم حمایل تو
💡 ای روی داده صحبت دنیا را شادان و برفراشته آوا را
💡 پس برو نقش جد نگاشتهام علم عشق برفراشتهام
💡 گلهای رنگارنگی که در باغچه برفراشته بودند، با نسیم ملایم صبحگاهی تکانی میخوردند و منظرهای بسیار زیبا و چشمنواز را برای بینندگان رقم میزدند.
💡 نقاشیهایی که با رنگهای بسیار تند و درخشان بر روی بوم سفید برفراشته شده بودند، توجه تمام بازدیدکنندگان گالری را به خود جلب کرده بود.
💡 تمام اطلاعات و آمارهای مهمی که در این گزارش بهصورت منظم برفراشته شده است، به مدیران کمک میکند تا تصمیمات دقیقتری برای آینده شرکت اتخاذ کنند.