واژه «برسوی» یا «برسو» در زبان و ادبیات فارسی به معنای جهت بالا، سوی فوقانی، جانب علو و رو به سمت بالا به کار میرود و از واژههای کهن و ادبی فارسی به شمار میآید. این واژه معمولاً برای اشاره به حرکت، نگاه یا موقعیتی استفاده میشود که به سمت بالا یا ناحیه مرتفعتر باشد. از نظر معنایی، «برسوی» در برابر واژههایی مانند «فروسو» یا «فروسوی» قرار میگیرد که به معنای سمت پایین و جهت زیرین هستند. در متون ادبی و نثرهای کهن، این واژه گاه به صورت ترکیب حرف اضافه و اسم نیز به کار میرود و مفهوم «از جهت بالا» یا «به سوی بالا» را میرساند. از منظر زبانشناسی، این ترکیب از پیشوند یا جزء «بر» به معنای بالا و «سوی» به معنای جهت و سمت ساخته شده است و در نتیجه، مفهومی کاملاً روشن و ساختاریافته دارد. در برخی متون لغوی مانند لغتنامههای معتبر فارسی، «برسوی» به عنوان اصطلاحی برای جهت فوقانی یا ناحیه بالایی ذکر شده است. همچنین مشتقاتی مانند «برسویین» نیز از همین ریشه ساخته شدهاند که به معنای وابسته به بالا یا اندامهای فوقانی به کار میروند. این واژه بیشتر در متون کلاسیک، شعر و نثر ادبی دیده میشود و در زبان روزمره کمتر رایج است. از نظر سبکشناسی، این کلمه واژهای فصیح و ادبی محسوب میشود که به متن جلوهای رسمی و کهن میبخشد. به طور کلی، معنای اصلی این واژه اشاره به سمت، حرکت یا موقعیتی در ناحیه بالا و مقابل جهت پایین است.
برسوی
لغت نامه دهخدا
برسوی. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) برسو: و اندامهای برسویین را همی فرمایند مالید. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و گاه باشد که بر پلک برسویین بدر آید و گاه باشد بر پلک فرو سویین. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به برسو شود.
فرهنگ فارسی
برسو.
جمله سازی با برسوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز من بخش بهر بوم و بر نوبد ز من برسوی هر گلستان خبر
💡 همه چشمها بود برسوی شهر که تا خود کرا پادشاهی است بهر
💡 فرو تاخت چون شیر برسوی دیو یکی برخروشید آن گرد نیو
💡 یکی حمله بردند برسوی گیو بران گرزداران و شیران نیو