برد نشانده
لغت نامه دهخدا
برد نشانده. [ ب َ ن ِ دَ / دِ ] ( اِخ ) سنگ نشانده. صفه ای در حدود بیست کیلومتری شمال شرقی صفه تاریخی مسجد سلیمان و نظیر و همزمان با آن که معبد دیگری از دوره اشکانیان میباشد و دکتر گیرشمن فرانسوی آنرا هم ازنخستین آثار هخامنشیان میداند. یک ستون سنگی معبد را در ادوار بعدی مجدداً برپا کرده اند و اکنون بصورتی شگرف منحرف مانده است. ( دایرة المعارف فارسی ج 1 ).
فرهنگ فارسی
سنگ نشانده صفه ای در حدود بیست کیلومتری شمال شرقی صفه تارییخی مسجد سلیمان و نظیر و همزمان با آن که معبد دیگری از دوره اشکانیان میباشد و دکتر گیرشمن فرانسوی آنرا هم از نخستین آثار هخامنشیان میداند.
جمله سازی با برد نشانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی ازمهمترین مکانهای تاریخی و باستانی شهرستان مسجد سلیمان در استان خوزستان، منطقهای است بنام معبدسرمسجد که در شمال شرقی شهر مسجدسلیمان واقع شدهاست.این معبد که در گذشتههای دور همواره در آن آتشی افروخته بوده مشرف به سفه سرمسجد است که بگفته مورخان مقر حکومتی پارسها بودهاست.از دیگر آثار باستانی این شهرستان میتوان به معبد بسیار کهن برد نشانده نیز اشاره نمود.
💡 چراغ روغنسوز سرامیک یکی از آثار باستانی متعلق به دوران اشکانیان است که در خوزستان نیایشگاه برد نشانده کشف شدهاست. این چراغ روغنسوز سرامیکی در موزه ملی ایران بخش موزه ایران باستان نگهداری میشود.