لغت نامه دهخدا
برسودن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) سودن:
کجا آنکه برسود تاجش بابر
کجا آنکه بودی شکارش هزبر.فردوسی.و رجوع به سودن شود.
برسودن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) سودن:
کجا آنکه برسود تاجش بابر
کجا آنکه بودی شکارش هزبر.فردوسی.و رجوع به سودن شود.
سودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو شد دیر بر سودن بستگی به بد تنگدل بسته از خستگی
💡 مفلسی دست تهی بر سودن ارزانی کند پنجهٔ بیکار بیعت با پشیمانی کند