بدقولی

لغت نامه دهخدا

بدقولی. [ ب َ ق َ / قُو ] ( حامص مرکب ) خلف قول. مخلافی. ( یادداشت مؤلف ). عمل بدقول. بدعهدی. مقابل خوش قولی.
- بدقولی کردن؛ بدعهدی کردن: و عهد ایشان ( پریان ) درست باشد و بدقولی نکنند. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ).

فرهنگ فارسی

خلف قول عمل بد قول.

جمله سازی با بدقولی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «[...] انتظار داشتند که سزار به استان خود (گل) بازگردد، در حالی‌که [پومپیئوس] استان‌های خود و لژیون‌هایی که به خودش تعلق نداشتند را حفظ می‌کرد؛ تحمیل کردند که سزار ارتش را معاف کند و در عوض به سربازگیری برای خودشان ادامه دهند، وعده دادند که پومپیئوس به استان‌های خود بازخواهد گشت، بی‌آنکه تاریخی برای عزیمت تعیین کنند، این بدان معنا بود که اگر با پایان یافتن پروکنسولی سزار نیز عزیمت نکرد کسی نمی‌توانست وی را بخاطر بدقولی‌اش محکوم کند.»

💡 با همهٔ تلاش‌های پیشین، برنامه‌های ساخت‌وساز جدید هم‌پای کهنگی ناوگان از پیش موجود نبود و پیش‌بینی می‌شد در نقطه‌ای از آینده نیروی دریایی دچار کاستی جدی در توانایی کنشی خود شود. این درحالی بود که متفقین پیروز جنگ جهانی اول هم نه تنها به وعده‌هایشان در کاهش تسلیحاتی خود پایبند نبودند بلکه خلاف آن عمل کردند. آلمانی‌ها این بدقولی را مبنای مشروع سرعت بخشیدن به بازتسلیح خود قرار دادند. به رهبری سرسختانهٔ ردر دستاوردهای پیشین تحکیم و قدم‌هایی برای گسترش بیشتر رایشس‌مارینه برداشته شد. در نتیجه طرح موسوم به «برنامه بازسازی رایشس‌مارینه» روز ۱۵ نوامبر سال ۱۹۳۲ به تصویب رسید.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز