بددهان
مترادفها
بدزبان، بیادب، زشتگو
متضادها
خوشبیان، شیرینبیان
لغت نامه دهخدا
بددهان.[ ب َدْ، دَ ] ( ص مرکب ) بددهن. رجوع به بددهن شود.
فرهنگ عمید
کسی که به دیگران دشنام بدهد و ناسزا بگوید، بدزبان، ناسزاگو.
فرهنگ فارسی
( صفت ) فحش دهنده نا سزا گوینده
جمله سازی با بددهان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۱۳ آذر ۱۳۹۱: غلامحسین محسنی اژهای، سخنگوی قوه قضائیه ایران تأیید کرد که در این پرونده «تاکنون ضرب و شتم و بددهانی مشخص شده است». وی همچنین گفت: «پس از تحقیق از مأموران نیروی انتظامی ۷ نفر از آنها بازداشت شدند که دو یا سه نفر از آنها با قرار قانونی هماکنون آزاد هستند.»
💡 من مراد خویش دیدم بیگمان هرچه خواهی گو مرا ای بددهان