بد اندرون

لغت نامه دهخدا

بداندرون. [ ب َ اَ دَ ] ( ص مرکب ) بدباطن. بدفطرت. بدذات: او را یزدجرد گناهکار گفتندی از آنچه معیوب و بداندیش و بداندرون بود. ( فارسنامه ابن البلخی ص 74 ).

فرهنگ فارسی

بد باطن بد ذات.

جمله سازی با بد اندرون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی دیو بد اندرون تخت زر که بودی ورا یک تن و چارسر

سرسره یعنی چه؟
سرسره یعنی چه؟
المیسر یعنی چه؟
المیسر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز