بد اطوار
مترادفها
بدخلق، بدطبع، بدرفتار
متضادها
خوشاخلاق، نیکرفتار
لغت نامه دهخدا
بداطوار. [ ب َ اَ طْ ] ( ص مرکب ) بدرفتار. بدسلوک. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
بد رفتار بد سلوک.
جمله سازی با بد اطوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آگاه کنش از بد اطوار زمانه وز طیر ابابیل یکی بر به نشانه
💡 برخورد با افراد بد اطوار و تندخو در محیطهای کاری میتواند باعث کاهش تمرکز کارکنان و ایجاد تنشهای عصبی در سازمان شود.
💡 او با وجود داشتن دانش بسیار بالا، به دلیل رفتارهای بد اطوار و عدم رعایت ادب، از محبوبیت لازم در میان همکاران برخوردار نیست.
💡 تربیت صحیح کودکان در سنین پایین، از بروز رفتارهای بد اطوار و اجتماعی در دوران بزرگسالی و زندگی مستقل آنها جلوگیری میکند.