بد دهنی
مترادفها
بدزبانی، بیادبی
متضادها
خوشزبانی، خوشگویی
لغت نامه دهخدا
بددهنی. [ ب َدْ، دَ هََ ] ( حامص مرکب ) عمل بددهن. فحش. ناسزا. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
عمل بد دهن فحش ناسزا.
جمله سازی با بد دهنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استفاده از الفاظ رکیک و بد دهنی در محیطهای عمومی و رسمی، نشاندهنده سطح پایین تربیت و عدم رعایت آداب معاشرت اجتماعی است.
💡 او به دلیل بد دهنی و بیاحترامی به دیگران، از بسیاری از دوستان قدیمی خود فاصله گرفت و اکنون در تنهایی زندگی میکند.
💡 در بحثهای آنلاین، برخی کاربران با استفاده از بد دهنی و توهینهای بیمورد، سعی میکنند توجه دیگران را به خود جلب کنند که بسیار ناپسند است.