بتستان

لغت نامه دهخدا

بتستان. [ ب ُ س ِ / ب ُ ت ِ ] ( اِ مرکب ) بتکده. آنجا که بت باشد. بتخانه. ( آنندراج ). جایی که در آن بت فراوان باشد. ( ناظم الاطباء ). || آنجا که زیبارویان بوند. || مجازاً، جای زیبا و باصفا و نزهت. باغی که از گل و شکوفه مزین باشد:
تا باد گذر کرد به گلزار و به بستان
گلزار چو جنت شده بستان چو بتستان.رودکی.بتستان چنین با چهل اوستاد
همی راند از پیش مهر ان ستاد.فردوسی.چو رخسار شمن پرگرد و زردست
همان چون بتستانی بوستانست.ناصرخسرو.

فرهنگ عمید

بت خانه، بتکده، معبد بت پرستان: تا باد گذر کرد به گلزار و به بستان / گلزار چو جنت شده بستان چو بتستان (رودکی: لغت نامه: بتستان ).

فرهنگ فارسی

بتخانه، بتکده، معبد بت پرستان
( اسم ) بتخانه بتکده.

جمله سازی با بتستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیابان از خوشی همچون گلستان گلستان از صنم همچون بتستان

💡 سریر کیقباد، اکلیل جم خاک کلیسا و بتستان و حرم خاک

💡 باستان‌شناسان در جریان حفاری‌های جدید، بقایای یک بتستان بزرگ را در نزدیکی ویرانه‌های باستانی کشف کردند که نشان‌دهنده اهمیت مذهبی آن منطقه است.

💡 در میان کوه‌های مرتفع، بنایی قدیمی به چشم می‌خورد که احتمالاً در دوران باستان به عنوان یک بتستان برای عبادت اقوامی خاص استفاده می‌شده است.

💡 تصاویر منتشر شده از این بتستان نشان می‌دهد که مجسمه‌های ساخته شده در آن دوران، دارای جزئیات بسیار ظریف و هنرمندانه‌ای هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران