لغت نامه دهخدا
ببرهان. [ ب َ رَ ] ( اِخ ) نام آبادیی به هند در راه رود سند و جیلم. و رجوع به ماللهند بیرونی ص 101 شود.
ببرهان. [ ب َ رَ ] ( اِخ ) نام آبادیی به هند در راه رود سند و جیلم. و رجوع به ماللهند بیرونی ص 101 شود.
نام آبادی در هند است
💡 در زمان پیدا شدی پیری که بر من تافتی نور خورشید نبوت زو ببرهانی ببین
💡 و گوید هر کی دعوی کند اندر چیزی از حقیقت دروغ زن کند او را گواه آشکارا ببرهان.
💡 که مر تحقیق را باشد دو بنیان یکی بر جذبه و دیگر ببرهان
💡 دلم بگرفت شیخ از دید دو نان از آن میگویمت اینجا ببرهان