افزود
مترادفها
اضافه کرد، زیاد کرد
متضادها
کاست، کم کرد
لغت نامه دهخدا
افزود. [ اَ ] ( حامص ) افزودن. اضافه. علاوه. افزونی. افزون. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
افزودن اضافه علاوه افزونی
جمله سازی با افزود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز حرف سرد ناصح غفلتم افزود بر غفلت نسیم صبح شد خواب مرا افسانه دیگر
💡 هر آنکه حسن ترا آن نشاط و ناز افزود قرین عشق من آورد مرگ و ماتم را
💡 بدو عالمت یقین حق در میمنت گشاید و گرت کدورت افزود به رنج و غم فزاید
💡 رئیسدانا در مصاحبهٔ بعدی خود گفت که «در این مورد، نظر شخصی خود را گفته و نمایندهٔ نظر کانون نبودهاست». او افزود که «میدانم که تصمیم نهایی در این مورد با خانوادهٔ محترم ایشان است اما قرار محل تشییع و تدفین، بدون مشورت با اعضای کانون گذاشته شده و آگهی گردیدهاست.»
💡 شخصیت جورج «شیطان» و «دردسرساز» و همچنین «دیوانه» توصیف شدهاست. وی افزود جنسیت اصلی هریس جنبه اصلی شخصیت او نیست. جورج شخصیت خود را "شکسته" خواند و اظهار داشت که شخصیت خارج شده وی برونگرای او برای پوشاندن چیز دیگری است. جورج اظهار داشت که نحوه تصویرگری وی از هریس تحت تأثیر لیزا روو، یک شخصیت جامعه رنجور از فیلم "دختر، وابریده" (۱۹۹۹) با بازی آنجلینا جولی است.
💡 مهندس پروژه تصمیم گرفت برای افزایش استحکام سازه، مقدار بیشتری از میلگردهای فولادی را به ساختار اصلی ستونهای ساختمان در طبقه اول افزود.
💡 آشپز ماهر با اضافه کردن ادویههای مخصوص و طعمدهندههای تازه، طعم بینظیری را به این غذای سنتی و محبوب در میان مهمانان افزود.
💡 مدیر شرکت اعلام کرد که با وجود چالشها، تلاشهای تیم فروش باعث شد میزان سود سال جاری افزایش یابد و مبلغ قابل توجهی به صندوق افزود.