باز پذیرفتن

لغت نامه دهخدا

بازپذیرفتن. [ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) دوباره قبول کردن. از نو پذیرفتن. قبول کردن. پذیرفتن. منفعل شدن.

فرهنگ فارسی

دوباره قبول کردن

جمله سازی با باز پذیرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در باز پذیرفتن این تازه چکامه من منک استوثق من طولک ارجو

💡 إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللَّهِ باز پذیرفتن رهی بر خدای است، لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ایشان را که بدی میکنند بنادانی، ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ پس می‌باز گردند از نزدیک، فَأُولئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ ایشان آنند که توبه دهد اللَّه ایشان را و باز پذیرد، وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً (۱۷) و خدای دانای راست دانش است همیشه.