باز فروختن

مترادف‌ها

دوباره فروختن

لغت نامه دهخدا

بازفروختن. [ ف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) فروختن: اگر بازفروختندی به هر چه عزیزتر بازخریدیمی اما این راه بر آدمی بسته است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 484 ).
هرکه را جامه ای ز مهر بدوخت
چونکه بدمهر دید بازفروخت.نظامی.|| جایی را یا خون کسی را در برابر مالی فروختن: و قریب دویست مرد آنجا کشته شد و امیر اسماعیل را بیست هزار درم بازفروختند. ( تاریخ سیستان ). و درق را بازفروخت و قریب سیصد هزار درم از ایشان بستد و ایشان را ایمن کرد. ( تاریخ سیستان ). و غارت کردن نیمی درق را و بازفروختن او نیمی درق را به پانزده هزار دینار. ( تاریخ سیستان ). و رجوع به فروختن شود.

فرهنگ فارسی

فروختن

جمله سازی با باز فروختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «قُلْ لِعِبادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا» گوی بندگان گرویده مرا، «یُقِیمُوا الصَّلاةَ» تا نماز بهنگام بپای دارند، «وَ یُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً» و نفقه کنند از آنچ ایشان را روزی دادیم نهان و آشکارا، «مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ» پیش از آنک روزی آید، «لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خِلالٌ (۲۱)» که در آن روز نه باز فروختن بود و نه میان ایشان دوستی.

💡 استراتژی اصلی این شرکت تجاری بر پایه خرید محصولات دست دوم از مصرف‌کنندگان و سپس باز فروختن آن‌ها پس از بازسازی کامل در بازار قرار دارد.

💡 تلاش برای باز فروختن کالاهای خریداری شده با سود کم، می‌تواند باعث از دست رفتن فرصت‌های سرمایه‌گذاری بهتر در بازارهای پرنوسان اقتصادی شود.

💡 در سیستم‌های اقتصادی جدید، پدیده باز فروختن کالاهای مصرفی به منظور بازیافت و حفظ محیط زیست، اهمیت بسیار زیادی در کاهش تولید زباله پیدا کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران