لغت نامه دهخدا
باد مسیح. [ دِ م َ ] ( اِخ ) بادمسیحا. کنایه از نفس عیسی علیه السلام است که مرده رازنده میکرد. ( برهان ). کنایه از دم مسیح که اموات راحیات می بخشید. ( غیاث ). کنایه از نفس عیسی علیه السلام است و آن معجزه ای بود که مرده را زنده میکرد. ( هفت قلزم ). بمعنی باد عیسی. واله هروی گوید:
چه آب خضر و چه باد مسیح هردو یکی است
رواست مرگ اگر درد انتظار اینست.( از آنندراج ).باد عیسی. دم عیسی. ( ناظم الاطباء: باد ). رجوع به باد عیسی و باد مسیحا و بادشود:
باد مسیح از نفس دل دمید
آب حیات از دهن گل چکید.نظامی.نکته بادی بزبان فصیح
زنده دلم کرد چو باد مسیح.نظامی.رجوع به باد مسیحا شود.