اشک شادی

لغت نامه دهخدا

اشک شادی. [ اَ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اشکی که از غایت فرح و از گریه شادی بریزد:
اشک شادی به کنج دیده دوید
مستعد فرودویدن باد.ظهوری ( از آنندراج ).و رجوع به اشک طرب و اشک شیرین و اشک شکرین و اشک شکری شود.

فرهنگ فارسی

اشکی که از غایت فرح و از گریه شادی بریزد.

جمله سازی با اشک شادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به آب از اشک شادی می رسانم خانه زین را اگر افتد به دست من عنان شهسوار من

💡 چون شوم صائب غبار خاطر یاران، که من شسته ام با اشک شادی از رخ دشمن غبار

💡 آفتاب رحمت حق بر دل ما تافته است اشک شادی چشمه تلخی است در کهسار ما

💡 من آن صید همایونم که اشک شادی از قتلم به چشم جوهر شمشیر آن بیباک می آید

💡 به شکر مقدمش در سجده آمد زنده رود از پل ز چشمش اشک شادی همچو سیل نوبهار آمد

💡 در میان اشک شادی گم شدم روز وصال اینچنین روزی که دیدم خویش را گم می‌کنم

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز