لغت نامه دهخدا
امیرپازواری. [ اَ ] ( اِخ ) شاعری از مردم پازوار ( قریه ای به بابلسر مازندران ) که بزبان طبری شعر می گفته است و دیوان او در پطرزبورغ ( لنین گراد ) بطبع رسیده است. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به امیر ( نام آهنگ ) شود.
امیرپازواری. [ اَ ] ( اِخ ) شاعری از مردم پازوار ( قریه ای به بابلسر مازندران ) که بزبان طبری شعر می گفته است و دیوان او در پطرزبورغ ( لنین گراد ) بطبع رسیده است. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به امیر ( نام آهنگ ) شود.
شاعری از مردم پازوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیرالنساء به علت علاقهٔ زیاد به زبان طبری دربار خویش را همیشه پر از خوانندگان و شاعران طبرستانی میکرد. مهمترین شاعر دربار در زمان وی، امیر پازواری نام داشته که اشعاری عرفانی، عاشقانه و عللالخصوص در وصف علی بن ابیطالب داشته است و بنیانگذار سبک امیری در زبان مازندرانی میباشد.
💡 برخی نام امیرکلا را به امیر پازواری، از شاعران نامدار طبری سرای مازندران، منسوب کردهاند. بنابر برخی گفتهها، مدفن این شاعر طبری در این شهر قرار دارد.
💡 نوع مفاهیم و، تصاویر و لحنی که در سرودههای رضا خراط مشاهده میشود دارای حال و هوای کوهستانی است و بهطور واضح با سبک و شیوه امیر پازواری متمایز است.
💡 دغدغه اصلی نیما یوشیج حفظ و احیای زبان طبری بود، او در نامهها و دست نوشتههایش و همچنین در مقدمه دفتر روجا، به این دغدغه اشاره میکند. وی در نامههایی که به برادرش مینویسد، سه بار از وی میخواهد که کتاب تاریخ طبرستان و دیوان امیر پازواری را برایش تهیه کرده و ارسال کند. مهمترین گام نیما در راه زنده نگاه داشتن زبان طبری، سرودن اشعار طبری در مجموعه ای با نام روجا است.
💡 بنا به گزارش دانشنامه ایرانیکا امیر پازواری شخصیتی نیمه افسانهای است که گزارش منطقی و هماهنگی درباره او وجود ندارد.