اذاله

لغت نامه دهخدا

( اذالة ) اذالة. [ اِ ل َ ] ( ع مص ) اِذالت. صاحب ذیل یعنی دامان گردیدن. فروهشتن دامن و ریشه و جز آن. ( آنندراج ). || اذاله کسی؛ سبک وخوار داشتن او را و پروای وی نکردن. خوار کردن. ( مؤید الفضلاء ) ( تاج المصادر بیهقی ): کمر خدمت بسته و به ادالت اولیاء دولت و اذالت اعداء حضرت متکفل شده. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 200 ). || اذاله خیل؛ امتهان و حمل بر او. || اذاله قناع؛ فروهشتن پرده را. قناع فروگذاشتن زن. ( تاج المصادر بیهقی ). || لاغر کردن. || رام کردن. || ( اصطلاح عروض ) زیاده کردن حرف ساکن است در وتد مجموع، مثل مستفعلن که یک نون دیگر به آن اضافه میشود و نون خودش قلب به الف میگردد پس مستفعلان میشود و آنرا مذال گویند. ( تعریفات جرجانی ). نزد عروضیان آنست که در صورتی که در آخر جزء وَتد مجموعی قرار گرفته باشد حرف ساکنی در آخر جزء بیفزایند. و هرگاه در آخر جزء سبب قرار گرفته باشد آنرا تسبیغ نامند، چنانکه در پاره ای از رسائل عروض عربی دیده شده است. و جزئی که عمل اذالة در آن صورت گرفته باشد مذال به ضم میم نامیده میشود، چنانچه در عروض سیفی گفته.و صاحب عنوان الشرف تعریف تذییل را بدین نحو بیان کرده که: آن افزودن حرف ساکنی باشد بر وتد مجموع و اسمی از اذاله نبرده پس معلوم میشود اذالة و تذییل مرادف یکدیگر میباشند بر طریق مثال اگر پیش از نون مستفعلن الفی بیفزائیم مُذال شود. و آیا اینکه این عمل رامذیل هم گویند یا نه احتمال میرود. و در رساله قطب الدین سرخسی گوید: اذالة آن است که بر تعریة حرف ساکنی افزوده شود. و تعریه را اینطور تفسیر کرده که اگرجزء سالم ماند از افزونی حرفی به آن آنرا تعریه نامند. در صورتی که این تعریف با تعریفی که درباره اذاله ذکر شد بکلی مخالف است. ( کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ فارسی

اذالت: خوارورام کردن، فروهشتن دامن، درازکردن دامن، دامن دارکردن
اذالت

جمله سازی با اذاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علاوه بر اینها، در عروض سنتی زحافات ۳۰. اذاله (مستفعلان - فاعلان) و ۳۱. اسباغ (مفاعیلان - فاعلاتان - فعولان - فاعلان)؛ با تبدیل هجای بلند آخر به هجای کشیده و زحافات ۳۲. قصر (مفاعیل - فاعلات - فعول - مفعولات)، ۳۳. هَتم (مفاعیلن ← فعول)، ۳۴. زلل (مفاعیلن ← فاع)، ۳۵. وقف (مفعولاتُ ← مفعولان)، ۳۶. جدع (مفعولاتُ ← فاع) و ۳۷. سلخ (فاعلاتن ← فاع)؛ که پس از حذف یک تا سه هجای اصلی از آخر، هجای باقی مانده آخر به هجای کشیده تبدیل می‌شود؛ نیز ذکر شده‌اند، اما از آنجا که این زحافات فقط در پایان مصراع می‌آیند و هجای پایانی مصراع با هر کمیّت که باشد همواره بلند احتساب می‌شود، از نظرگاه عروض علمی هیچ نقش و تأثیری در وزن شعر ندارند.

💡 زحافات مشهور عروض عربی «قبض، قصر، حذف، خبن، کفّ، شکل، خرم، خرب، شتر، قطع، تشعیث، طیّ، وقف، کشف، صلم، اسباغ، اذاله و…» است که در اشعار فارسی هم کاربرد دارند. و ازاحیف سیزده‌گانه مختص عروض فارسی «جدع، هتم، جحف، تخنیق، سلخ، طمس، جبّ، زلل، نحر، رفع، ربع، بتر و حذذ» می‌باشد.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز