واژه «ابوالمسافر» در منابع کهن فارسی و عربی دارای چند کاربرد و معنای متفاوت است که بسته به زمینه متنی تفسیر میشود. در برخی متون لغوی قدیم، این واژه به معنای «پنیر» (جبن) آمده و بهعنوان یکی از نامهای کهن برای این ماده غذایی ذکر شده است. در کاربرد تاریخی، «ابوالمسافر» بهعنوان کنیه و لقب برخی شخصیتهای سیاسی و امیران نیز به کار رفته است، از جمله فتح بن محمد از حاکمان سلسله بنیساج که در آذربایجان، ارمنیه و ری حکومت داشته است. این کاربرد نشان میدهد که این واژه در ساختار نامگذاری عربی میتواند نقش کنیهای داشته باشد و به افراد برجسته سیاسی یا نظامی نسبت داده شود. همچنین در برخی منابع حدیثی، «ابوالمسافر» نام یک راوی یا محدث نهاوندی معرفی شده که در نقل روایات دینی نقش داشته است. از نظر زبانشناسی، وجود معانی متفاوت برای این واژه نشاندهنده چندلایگی واژگان در متون کلاسیک و تغییر کاربرد آنها در حوزههای مختلف است. در واقع یک واژه واحد میتواند هم معنای لغوی داشته باشد و هم به عنوان نام خاص برای افراد تاریخی به کار رود. این تنوع معنایی باعث شده است که فهم دقیق آن وابسته به سیاق جمله و متن باشد. در مجموع، «ابوالمسافر» واژهای چندمعنایی است که هم در حوزه لغت به معنای پنیر آمده و هم در تاریخ و رجال به عنوان نام یا کنیه برخی شخصیتها شناخته میشود.
ابوالمسافر
لغت نامه دهخدا
ابوالمسافر. [ اَ بُل ْ م ُ ف ِ ] ( ع اِ مرکب ) پنیر. ( مهذب الاسماء ) ( السامی فی الاسامی ). جبن.
ابوالمسافر. [ اَ بُل ْ م ُ ف ِ] ( اِخ ) فتح بن محمد. چهارمین از بنی الساج به آذربایجان و ارمینیه و ری ( از 315 تا حدود 318 هَ. ق. ).
ابوالمسافر. [ اَ بُل ْ م ُ ف ِ ] ( اِخ ) نهاوندی. محدث است و ابواسحاق از وی روایت کند.
جمله سازی با ابوالمسافر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با مرگ ابوالقاسم یوسف بن دیوداد خلیفه برادرزادهٔ او ابوالمسافر فتح بن محمد را به جای او به فرمانروایی قلمرو ساجیان نشاند. ولی ابوالمسافر هم در ۳۱۷ هجری در شورشی کشتهشد و با مرگ او از دودهٔ ساجیان کسی نماند که به فرمانروایی رسد. پس یک چند یاران یوسف پسر دیوداد بر سر کار ماندند.