ابوالمحامد
لغت نامه دهخدا
ابوالمحامد. [ اَ بُل ْ م َ م ِ ] ( اِخ ) احمدبن محمودبن ابی بکر صابونی. رجوع به احمد... شود.
ابوالمحامد. [ اَ بُل ْ م َ م ِ ] ( اِخ ) سیدالعلماء. رجوع به محمدبن مسعودبن الزکی شود.
ابوالمحامد. [ اَ بُل ْ م َ م ِ ] ( اِخ ) صائغ الهروی. رجوع به محمودبن عمر الجوهری... شود.
ابوالمحامد. [ اَ بُل ْ م َ م ِ ]( اِخ ) محمدبن عمر برنابازی. رجوع به محمد... شود.
ابوالمحامد. [اَ بُل ْ م َ م ِ ] ( اِخ ) محمدبن مسعودبن محمدبن الزکی غزنوی. ملقب به سیدالعلماء. رجوع به محمد... شود.
ابوالمحامد. [ اَ بُل ْ م َ م ِ ] ( اِخ ) محمودبن احمدبن مسعود قونوی. رجوع به محمود... شود.
ابوالمحامد. [ اَ بُل ْ م َ م ِ ] ( اِخ ) محمودبن عمر الجوهری الصائغ الهروی. رجوع به محمود... شود.
ابوالمحامد. [ اَ بُل ْ م َ م ِ ] ( اِخ ) محمودبن محمدبن داود بخاری مولوی. رجوع به محمود... شود.
جمله سازی با ابوالمحامد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۵. ابوالمحامد جلالالدین محمد (د ۶۰۲ق/۱۲۰۶م). فرزندزاده بنجیر ثانی، از مشایخ طریقت. افزون بر عرفان و حکمت، خطی بهغایت خوش داشت و در هندسه و ریاضیّات متبحّر بود. تقسیم آب قناتهای حومه شیراز را که به قانون «تخته واره» موسوم بودهاست، از ابتکارهای او دانستهاند. چندین کتاب در علوم گوناگون به وی نسبت دادهاند: منهاجالعابدینفیبیانالدین، در اصول و فروع دین؛ الافراحفیبابالالواح، ظاهراً در باب قانون تخته واره؛ مرصادالمنجّمین؛ حدیقةالمهندسین؛ اسرارالمتألّهین؛ الرسالةالعجیبةفیالعلومالغریبة، ابوالحامد در ۶۰۲ق/۱۲۰۶م یعنی یک سال پس از مرگ فرزندش که در کربلا اتفاق افتاده بود، معتکف بارگاه حسینی شد و همانجا درگذشت
💡 وی در هند به خدمت امیران تُغلُقیه، به ویژه سلطان ابوالمحامد محمدشاه بن تغلق درآمد و از جانب او به فخرالزّمان ملقب شد.