فرهنگستان زبان و ادب
{internet of things} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] شبکۀ جهانی رایانه ها و حسگرها و فعال گرهایی که ازطریق قراردادهای اینترنت به هم متصل هستند اختـ. چیزنت IO متـ. اینترنت اشیا internet of objects
{internet of things} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] شبکۀ جهانی رایانه ها و حسگرها و فعال گرهایی که ازطریق قراردادهای اینترنت به هم متصل هستند اختـ. چیزنت IO متـ. اینترنت اشیا internet of objects
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بانکها برای کاهش هزینهها و مخاطرات عملیاتی سرمایهگذاریهای سنگینی در دفاتر کل توزیع شده انجام دادهاند. انتظار میرود کاربردهای آینده دفاتر کل توزیعشده اینترنت چیزها را در یک اقتصاد قابل برنامهریزی از لحاظ مالی ممکن کند.
💡 در سال ۲۰۱۴ عبارت «در اینترنت هیچکس نمیداند تو یخچال هستی» خبر از وقوع اینترنت چیزها میداد.
💡 طبق رهنمودهای اتحادیه بینالمللی مخابرات «چیز» در عبارت اینترنت چیزها به یک جسم (چیزی که حجم اشغال کردهاست) یا داده و اطلاعات مجازی اشاره دارد که قابلیت شناسایی شدن و یکپارچه شدن با شبکههای ارتباطی را دارا است.
💡 مدلهای دادهای قابل انعطاف، عملکرد قابل اعتماد و سرعت بسیار بالا، این پایگاه داده را برای اکثر برنامههای کاربردی روز از جمله بازیها، خدمات وب، اینترنت چیزها و غیره مناسب ساختهاست.
💡 طبق رهنمودهای اتحادیه بینالمللی مخابرات «شیء» در عبارت اینترنت چیزها به یک جسم (چیزی که حجم اشغال کرده است) یا داده و اطلاعات مجازی اشاره دارد که قابلیت شناسایی و یکپارچه شدن با شبکههای ارتباطی را داراست.