ابوسلیم
لغت نامه دهخدا
ابوسلیم. [ اَ س ُ ل َ ] ( اِخ ) ابراهیم. سیزدهمین از امرای بنی مرین مراکش ( 760 - 762 هَ.ق. ).
ابوسلیم. [ اَ س ُ ل َ ] ( اِخ ) اسماعیل بن الفضل بن بحرالسّقاء. محدّث است.
ابوسلیم. [اَ س ُ ل َ ] ( اِخ ) بکربن سلیم المدینی. محدّث است.
ابوسلیم. [ اَ س ُ ل َ ] ( اِخ ) عبدبن یحیی. محدّث است. او اززهیر و شریک و از او هلال بن علاء الرّقی روایت کند.
ابوسلیم. [ اَ س ُ ل َ ] ( اِخ ) علی بن سلیم. تابعی است. اواز انس بن مالک و از او اسرائیل بن یونس روایت کند.
جمله سازی با ابوسلیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۱، اخباری مبنی بر کشف یک گور جمعی حاوی ۱۲۷۰ جسد در زندان ابوسلیم در طرابلس منتشر شد. به گفته گروههای حقوق بشر، در سال ۱۹۹۶ در زمان حکومت قذافی در اینجا یک کشتار جمعی صورت گرفته بود.
💡 چهار متهم باقیمانده در پرونده ترور رفیق حریری، سلیم جمیل عیاش ملقب به ابوسلیم، اسد حسن صبرا، حسن حبیب مِرحی و حسن اونیسی بودند. حسن اونیسی نام فامیل خود را به عیسی تغییر داده است.
💡 روز سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، قاضی دادگاه بینالمللی لاهه که پرونده ترور رفیق حریری، را بررسی کرد، گفت که شواهد متقن و محکمهپسندی مبنی بر دخالت مستقیم سوریه و رهبری حزبالله در این ترور بهدست نیامده است. قضات دادگاه بینالمللی لاهه در رای خود سلیم جمیل عیاش ملقب به ابوسلیم را در ارتباط با ترور رفیق حریری، مجرم شناختند و رای به تبرئه سه نفر دیگر دادند.