لغت نامه دهخدا
ابلین. [ ] ( اِخ ) قبیله ای از سیاهان.
ابلین. [ ] ( اِخ ) قبیله ای از سیاهان.
ابلین ( به عربی: إبلین ) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در استان ادلب واقع شده است. ابلین ۲٬۹۴۹ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برگ کنار (سدر) حاوی تانن،استرولهای گیاهی مانند بتاسیتوسترول، بتاسیتوسترول گلوکزید و ساپونین ابلین لاکتون میباشد. ساپونین موجود در سدر عامل کفکنندگی در برگ کنار است. ابلین لاکتون از دسته ساپونینهای استروئیدی است و به عنوان ماده اولیه برای تهیه هورمونهای استروئیدی میتوان بکار برد.
💡 حطین روستایی بود با چراگاههای پهناور و آب فراوان. قسمت بیشتر سربازان از طبریه به صلاحالدین پیوستند و تنها شماری اندک از آنها برای ادامهٔ محاصرهٔ قلعه باقی ماندند. لشکر صلیبیون بامداد روز ۲۴ ربیعالثانی ۵۸۳ ه.ق/۳ ژوئیهٔ ۱۱۸۷ م در هوایی گرم و آرام، باغهای سبز صفوریه را ترک کردند و تپههای خشک و خالی را طی نمودند. ریموند فرماندهی و رهبری پیشتازان را برعهده داشت. در حالیکه پادشاه گی در قلب سپاه جای گرفته بود و مأموریت رینالد شاتیون و راهبان شهسوار و بالین ابلین حفظ دنبالهٔ لشکر بود.