باد خوش
مترادفها
نسیم، باد ملایم
متضادها
باد ناخوشایند، باد سهمگین
لغت نامه دهخدا
باد خوش. [ دِخوَ / خُش ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نسیم. ( دهار ) ( دستور اللغه ) ( زمخشری ). طَلّة. طِلا. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
نسیم
جمله سازی با باد خوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدانم من چو باشد باد خوش بوی که شاد و تندرستست آن پری روی
💡 چو آب صافی ز ابر و چو باد خوش ز یمن چو درناب ز بحر و چو زر پاک ز کان
💡 در گوش من باد خوش مژدهای داد زان سرو آزاد قم فاسقنیها
💡 ای باد خوش که از چمن عشق میرسی بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست
💡 میرود از باد خوشتر ابلق لیل و نهار روز و شب یک گردش چشم سیاهی بیش نیست
💡 هنگام غروب آفتاب، نسیم ملایم و باد خوشی از سمت کوهها میوزید که باعث میشد همه مردم برای پیادهروی به پارکهای شهر بروند.
💡 عطر گلهای یاس در میان باد خوشی که از باغ میوزید، چنان دلنشین بود که هر کسی را به آرامش و سکوت مطلق دعوت میکرد.
💡 او در آن شب آرام، زیر سایه درختان که باد خوشی در میان برگها میپیچید، به خاطرات گذشته خود فکر میکرد و لبخند میزد.