باباشاه

لغت نامه دهخدا

باباشاه. ( اِخ ) سید بن محمد نجاری معروف به باباشاه. او راست:حاشیه ای بر شرح کافیه جامی که آنرا برای سلطان زاده شجاع الدین بن عبیداﷲ نوشته به الحاشیة السلطانیه موسوم کرده است. ( کشف الظنون چ 2 استانبول ستون 1374 ).

فرهنگ فارسی

اصفهانی خطاط ( ف. اصفهان ۹۹۶ ه. ق. ) وی شاگرد سید احمد مشهدی بود و در اصفهان به درویشی و انزوا روزگار می گذرانید و از راه کتاب اعاشه می کرد. وی مولف رساله ایست بنام [ آداب المشق ] ( که بخطا آنرا بمیر عماد نسبت داده اند ). از آثار قلمی او کتابها و رساله هایی است که آنها را در نهایت قدرت و ملاحت نوشته و تاریخهایی بین ۹۷۷ و ۹۹۴ ه. ق. دارد.

جمله سازی با باباشاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باباشاه اصفهانی معروف به باباشاه عراقی، ملقب به رئیس‌الرؤسا معاصر شاه عباس صفوی و از معروفترین خوشنویسان سده دهم بوده و تا آن زمان کسی به درجهٔ او نرسیده بوده‌است. از زمان سلطنت شاه طهماسب تا دوره شاه عباس کبیر در عراق و خراسان در کتابت نستعلیق استاد مسلم شناخته شده‌است.

💡 باباشاه در عصر خود از مشهورترین خطاطان بوده‌است و خطش را به «عذوبت» و پختگی و لطافت ستوده‌اند و نوشته‌های او را «به قیمت اعلی» می‌خریدند. بسیاری معتقدند که باباشاه پس از میرعماد بهترین نستعلیق است.

💡 در سال‌های نخست، خواندنیها نویسنده‌ای بجز امیرانی نداشت. اما بعدها با رونق کار مجله، روز به روز بر تعداد نویسندگان و سردبیران و پرسنل مجله افزوده شد. افرادی چون امیر هوشنگ عسگری، نصرالله شیفته، ایرج نبوی، محمود طلوعی، باقر باباشاه آشتیانی، ذبیح‌الله منصوری، مسعود برزین، حسین مکی، خسرو شاهانی، ابراهیم ناعم و کریم رشتی زاده مطلب می‌نوشتند.

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز