لغت نامه دهخدا
اژدهاکش. [ اَ دَ ک ُ ] ( نف مرکب ) کشنده اژدها:
یل اژدهاکش بگرز و بتیر
سوار هزبرافکن و گردگیر.اسدی.
اژدهاکش. [ اَ دَ ک ُ ] ( نف مرکب ) کشنده اژدها:
یل اژدهاکش بگرز و بتیر
سوار هزبرافکن و گردگیر.اسدی.
( اسم ) کشند. اژدها قاتل ثعبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اژدها که به صورتهایی دیگر چون «اژدر»، «اژدرها» و «اژدهات» هم گفته می شود، به معنی «ماری است افسانهای و بزرگ، با دهان فراخ و گشاد.» در داستانهای پهلوانی و اساطیری ایران از گرشاسپ و رستم به عنوان پهلوانان اژدهاکش نام برده شدهاست.
💡 دوبرینیا نیکیتیچ (به روسی: Добры́ня Ники́тич) در اسطورهشناسی اسلاوی قهرمان اژدهاکش و یکی از نامآورترین بوگاتیرها (شوالیههای حماسی) در فولکلور روس کییف است که بر اساس شعر حَماسی بایلینا میباشد، که از ناحیه اطراف پایتخت روس کییف سرچشمه میگیرد. او با جنگسالاری واقعی و شخصیتی تاریخی به نام دوبرینیا همذات میشود که در نیمهٔ دوم قرن دهم زندگی میکرد و ارتش سویاتوسلاو یکم کییف را رهبری مینمود و همچنین عموی ولادیمیر کبیر بود.