لغت نامه دهخدا
اومالی. [ اُ ] ( یونانی، اِ ) اورمالی. روغنی است جداً گرم و سفت چون عسل که از ساق درختی گیرند. ( مفردات قانون ابوعلی ص 160 ).دهن العسل و آنرا عسل داود هم گویند گرم و تر است درچهارم. ( برهان ) ( هفت قلزم ). رجوع به اورمالی شود.
اومالی. [ اُ ] ( یونانی، اِ ) اورمالی. روغنی است جداً گرم و سفت چون عسل که از ساق درختی گیرند. ( مفردات قانون ابوعلی ص 160 ).دهن العسل و آنرا عسل داود هم گویند گرم و تر است درچهارم. ( برهان ) ( هفت قلزم ). رجوع به اورمالی شود.
( اسم ) عسل داود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به دیوانگان رقص، آواز در باران، شهر داج، متکبرها، سربلند، دورهگردها، باراباس، واگن دسته موزیک، میدان جنگ، جو یانگ قدرتمند، ترسیده در حد مرگ، این هزاران تپهماهور، و خانم اومالی و آقای مالون اشاره کرد.
💡 جورج اومالی در پایان فصل پنجم میمیرد و ایزی استیونس به تومور مغزی مبتلا میشود.
💡 هیلاری کلینتون وزیر سابق امور خارجه نخستین دمکراتی بود که برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام نامزدی کرد. برنی سندرز سناتور ورمانت و مارتین اومالی فرماندار سابق مریلند او را برای کسب نامزدی به چالش کشیدند. نهایتاً برنی سندرز پس از نرسیدن به مقدار دلگیت مورد نیاز، به نفع کلینتون کنارهگیری کرد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به نامزد، گرگنمای لندن، میز، سالگرد مبارک و خداحافظ، دوست من ایرما به فنا میرود، ۴۰ قیراط، چون برای منی، خانم اومالی و آقای مالون، و خانم بروکس ما اشاره کرد.