لغت نامه دهخدا
امر حاضر. [ اَ رِ ض ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در اصطلاح صرف، فعل امری است که بوسیله آن انجام دادن کاری از مخاطب خواسته شود. و رجوع به امر شود.
امر حاضر. [ اَ رِ ض ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در اصطلاح صرف، فعل امری است که بوسیله آن انجام دادن کاری از مخاطب خواسته شود. و رجوع به امر شود.
۱ - (مصدر ) فرمودن دستور دادن مقابل: نهی. ۲ - ( اسم ) فرمان حکم فرمایش. جمع: اوامر. ۳ - کار شائ ن. جمع: امور. ۵ - دستور دادن اجری کاری است و آن بر دو قسم است: امر حاضر دال بر فرمودن کاریست بمخاطب (دو م شخص ). مفرد امر حاضر غالبا همان ریش. فعل است. امر حاضر دو صیغه دارد: مفرد جمع: کن کنید و غالبا با (ب ) استعمال میشود: بخوان بخوانید. توضیح: منفی امر را (نهی ) گویند. امر غایب دال بر فرمودن کاریست بغایب (سوم شخص ) و آن با افزودن (د ) و سوم شخص مفرد و(ند ) ( سوم شخص جمع ) بمفرد امر حاضر ساخته شده: سوزد سوزند و غالبا با (به ) استعمال شود: برود بخوانند. ۶ - عالم امر. آفرینش بر دو نوع است: ملک و ملوک و آنرا خلق و امر گویند: در قر آن آمده. الاله الخلق و الامر (سور. اعراف آی. آی. ۵۳ ) عالم امر عبارت از ضد اجساد و اجسام است که قابل مساحت و قسمت و تجزی نیست: ( آنکه با شارت امر (کن ) بی توقف در وجود آمد. ) (مرصاد العباد ) یا امر مشترک. یا امر و نهی. ۱ - فرمودن و باز داشتن کسی را از کاری.۲ - امر بمعروف و نهی از منکر. ۳ - دستور دادن. ۳ - دستور دادن. ۴ - فعل امر و فعل نهی. یا امر خیر. ۱ - کار خیر. ۲ - عروسی. یا امر معروف امر بمعروف.امر کردن بکارهای نیک که در اسلام معروف شناخته شده مانند نماز و روزه و حج و زکات و غیره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كلمه (استقيما) تثنيه امر حاضر از مصدر (استقامت )، و استقامت به معناى ثبات بهخرج دادن در كارى است كه در حال انجام است، و كارى كه موسى و هارون به عهدهگرفته بودند دعوت به سوى خدا و احياى كلمه حق بود.
💡 كـلمـه (اعـتـلوا) جـمع امر حاضر از مصدر (عتل ) است، كه به معناى كشيدن به عنف وبـه زور اسـت، و (سـواء الجـحـيم ) به معناى وسط دوزخ است. و خطاب (بگيريد اورا) بـه مـلائكـه اى اسـت كه موكل بر آتشند. و معناى آيه اين است كه: ما به ملائكه مىگـويـيـم ايـن گـنه پيشه را بگيريد، و به عنف به سوى وسط دوزخ بكشيد، تا آتش ازهـمـه جـهـات بـر او احـاطـه يـابد. همچنان كه در جاى ديگر فرموده: (و ان جهنم لمحيطهبالكافرين ).