اقسط
مترادفها
عدالت، انصاف
متضادها
ظلم، بیعدالتی
لغت نامه دهخدا
اقسط. [ اَ س َ ] ( ع ص ) فرس اقسط؛ اسب راست استخوان ساق. || بعیر اقسط؛ شتر که پی قوائم آن خشک باشد در خلقت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ( ن تف ) بهتر. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عادل تر. ( آنندراج ). راست تر و بهتر. ( مهذب الاسماء ): ادعوهم لاَّبائهم هو اقسط عنداﷲ. ( قرآن 5/33 ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) دادگرتر داد فرماتر.
فرس اقسط اسب راست استخوان ساق
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَقْسَطُ: عادلانه تر
ریشه کلمه:
قسط (۲۷ بار)
جمله سازی با اقسط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عن الحقّ و اقسط عدل الی الحقّ.کانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً