لغت نامه دهخدا
افگن. [ اَ گ َ ] ( نف مرخم ) اندازنده. افگننده. ( یادداشت مؤلف ). بیخ افگن، تاب افگن، سنگ افگن، شیرافگن، کوه افگن، بساطافگن، بارافگن، پرتوافگن، پس افگن، پلنگ افگن، پیل افگن، خصم افگن، دست افگن، زورافگن، رمزافگن، سایه افگن و سرافگن از ترکیب آن مستعمل است. ( آنندراج ). || ( فعل امر ) امر افگندن. ( آنندراج ).