اجتماعی کردن
مترادفها
اجتماعی ساختن
متضادها
منزوی کردن، انزوا
فرهنگستان زبان و ادب
{socialisation / socialization} [باستان شناسی، جامعه شناسی] فرایندی که در طی آن جامعه با القای نقش های اجتماعی یا درونی کردن ارزش های حاکم بر آن در فرد، وی را جذب می کند
جمله سازی با اجتماعی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فمینیستهای لیبرال، در تبیین نابرابری جنسی به مواردی همچون تقسیم کار جنسی، جدایی عرصه عمومی و خصوصی (که مردان بیشتر در عرصه نخستین و زنان عرصه دوم جای دارند)، و فرایند اجتماعی کردن کودکان بگونهای که بتوانند در بزرگسالی نقشی متناسب با جنسیت شان ایفا کنند، اکتفا میکنند.
💡 در اروپا بهخصوص در دو کشور فرانسه و انگلستان تفسیرهای متفاوتی از سوسیالیسم به منزلهٔ دو مکتب به منصهٔ ظهور رسید: ابتدا در انگلستان ۱۸۲۷ مکتب رابرت اوون در مقالهای تحت عنوان «سوسیالیسم چیست؟» به سازماندهی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداخت و بعد در فرانسه در سال ۱۹۳۲ عقاید کلودهانری سن سیمون مبتنی بر اجتماعی کردن مالکیت وسایل تولید جمعی کاتولیک در مقابل فردگرایی پروتستان بود. بهطورکلی «سوسیالیسم فرانسه با الهام از روسو، یک جهتگیری روستایی و بازگشت به طبیعت داشت اما سوسیالیسم انگلستان با صنعت برخورد مثبت تری داشت.»
💡 هدف از فرآیند آموزش و پرورش در مدارس، تنها انتقال دانش نیست، بلکه اجتماعی کردن کودکان برای زندگی در یک جامعه بزرگ و پیچیده نیز هست.
💡 برخی روانشناسان معتقدند که بازیهای گروهی در دوران کودکی، بهترین روش برای اجتماعی کردن کودکان و آموزش مهارتهای همکاری و همدلی با دیگران است.
💡 فرآیند اجتماعی کردن در فرهنگهای مختلف به گونهای متفاوت انجام میشود و هر جامعه روشهای خاص خود را برای پذیرش افراد جدید در ساختار خود دارد.