لغت نامه دهخدا
اتوب. [ اُ ] ( ع اِ ) ج ِ اِتب،بمعنی شاماکچه و پیراهن زنان و چادری که از میان چاک زده زنان پوشند بی گریبان و آستین. ( منتهی الارب ).
اتوب. [ اُ ] ( ع اِ ) ج ِ اِتب،بمعنی شاماکچه و پیراهن زنان و چادری که از میان چاک زده زنان پوشند بی گریبان و آستین. ( منتهی الارب ).
[ویکی الکتاب] معنی أَتُوبُ: باز می گردم
ریشه کلمه:
توب (۸۷ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن مرد گفت: استغفرالله و اتوب الیه.
💡 و فی روایة: «سبحانک اللّهم و بحمدک استغفرک و اتوب الیک».
💡 اگر کنم به خدائیش شبهه زین تقصیر هزار بار اتوب الیک یا تواب