ابوالیمان

لغت نامه دهخدا

ابوالیمان. [ اَ بُل ْ ی َ ] ( اِخ ) بشیربن عقربة. صحابیست.
ابوالیمان. [ اَ بُل ْ ی َ] ( اِخ ) حذیفة. محدث است و شعبه از او روایت کند.
ابوالیمان. [ اَ بُل ْ ی َ ] ( اِخ ) حکم بن نافع. محدث است.
ابوالیمان. [ اَ بُل ْ ی َ ] ( اِخ ) خلیفةبن غالب. محدث است.
ابوالیمان. [ اَ بُل ْ ی َ ] ( اِخ ) داود الخشک. محدث است و مروان فزاری از او روایت کند.
ابوالیمان. [ اَ بُل ْ ی َ ] ( اِخ ) عامربن عبداﷲبن عامربن لحی الشامی. رجوع به عامر شود.
ابوالیمان. [ اَ بُل ْ ی َ ] ( اِخ ) عامربن عبداﷲبن یحیی الهوزنی. محدث است و صفوان بن عمرو السکونی از او روایت کند.
ابوالیمان. [ اَ بُل ْ ی َ ] ( اِخ ) کثیربن الیمان الرّحال. محدث است.
ابوالیمان. [ اَ بُل ْ ی َ ] ( اِخ ) معلی بن راشد. محدث است و سهل بن بکار از او روایت کند.
ابوالیمان. [ اَ بُل ْ ی َ ] ( اِخ ) المقری. محدث است. او از ابی المنیب حرشی و از او یحیی بن حمزه روایت کند.
ابوالیمان. [اَ بُل ْ ی َ ] ( اِخ ) الهوزنی. عامربن عبداﷲبن عامربن عبداﷲبن عامربن لحی الشامی. رجوع به عامر... شود.

جمله سازی با ابوالیمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بخط اشرف ابوالیمان دیدم رحمة اللّه علیه کی از منکران شیخ درزیی و جولاهۀ با هم دوستی داشتند و چون بهم رسیدندی می‌گفتندی که کار این شیخ بر اصل نیست. روزی با یکدیگر گفتند کی این مرد دعوی کرامات می‌کند، ما هر دو پیش او رویم، اگر بداند کی ما هر یکی چه کار کنیم بدانیم کی او بر حقّ است. پس هر دو پیش شیخ آمدند، چون چشم شیخ بر ایشان افتاد گفت:

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز