لغت نامه دهخدا
باروتی. ( ص نسبی، اِ ) نوعی چای: چای باروتی. || نوعی جامه است با خالهای سیاه خرد چون دانه های باروت. || نوعی توتون است تند در تدخین، توتون باروتی. تنباکوی باروتی.
باروتی. ( ص نسبی، اِ ) نوعی چای: چای باروتی. || نوعی جامه است با خالهای سیاه خرد چون دانه های باروت. || نوعی توتون است تند در تدخین، توتون باروتی. تنباکوی باروتی.
نوعی از چایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنین دولتهایی از مفهوم "عظمت مغول" رشد کردند؛ اما «این مفاهیم زمانی توانستند کاملاً بالغ شوند و امپراتوریهای دارای دیوانسالاری پایدار ایجاد کنند که از جنگافزارهای باروتی و فناوریهای آن در جایگاه اساسی بهرهجویی شد».
💡 فیلم من، ترانه ۱۵ سال دارم ساخته رسول صدرعاملی دراین جشنواره حضور داشت که ترانه علیدوستی موفق شد یوزپلنگ برنزی این جشنواره را بهدست آورد ولی پوریامرادی با فیلم ۱۶:۰۹ دقیقه فقط توانست کاندید کارگردانی شود و همچنین رضا فرهمند به عنوان اولین مستندساز ایرانی در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ با دو فیلم زنانی با گوشوارههای باروتی و نتهای مسی یک رؤیا در این جشنواره حضور داشت.