لغت نامه دهخدا
بارزند. [ زَ ] ( اِخ ) صورتی است از برزند در نزهةالقلوب چ 1331 هَ. ق. لیدن ص 181 و 182. رجوع به برزند شود.
بارزند. [ زَ ] ( اِخ ) صورتی است از برزند در نزهةالقلوب چ 1331 هَ. ق. لیدن ص 181 و 182. رجوع به برزند شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاستگاههای تئاتر، عناصر تئاتری و دراماتیک را در هر جامعهٔ انسانی میتوان سراغ کرد؛ صرف نظر از آنکه این جوامع پیشرفته و پیچیده باشند یا نباشند. این عناصر در رقصها و مراسم مردم ابتدایی همانقدر بارزند که در مبارزات سیاسی، راهپیماییها، مسابقات ورزشی، مراسم مذهبی و حتی در بازیهای کودکان ما پیداست. غالب شرکتکنندگان در اینگونه فعالیتها خود گمان نمیکنند در فعالیتی تئاتری حضور دارند، با آنکه در آنها تماشاگر، دیالوگ و برخورد عقاید به کار گرفته میشود. باید متذکر شد که میان تئاتر به عنوان یک شکل هنری و بهرهبرداری ضمنی از عناصر تئاتری در فعالیتهای دیگر معمولاً تمایزی قایل میشوند.
💡 دليل بر اين معانى كه گفتيم توصيف خداى سبحان است در آيه مورد بحث به (واحدقهار) كه اين توصيف به نوعى غلبه و تسلط اشعار دارد، پس بروز مردم براى خدا درآن روز ناشى از اين است كه خدا يكتاست، و تنها اوست كه وجود هر چيز قائم به او است،و تنها اوست كه هر موثرى غير خودش را خرد مى كند، پس چيزى ميان خدا و ايشانحائل نيست، و چون حائل نيست پس ايشان براى خدا بارزند، آنهم بارز مطلق.