بادگان، واژهای مرکب و کهن در زبان فارسی، به معنای حافظ و نگاهدارنده است. این واژه در متون تاریخی و فرهنگنامههای قدیمی، بهعنوان معادلی برای واژگانی همچون حافظ، پاسدار و نگهبان به کار رفته و دلالت بر مسئولیت حفظ و حراست از مکانی یا مالی دارد. در کاربرد تخصصیتر، بادگان به فردی اطلاق میشود که مسئولیت نگهداری از خزانه یا گنجینه را بر عهده داشته باشد؛ یعنی مترادف با خازن، خزانهدار یا گنجور است. این معنا نقش اقتصادی و امانتداریِ مهمی را برای دارندهٔ این عنوان در نظامهای اداری گذشته ترسیم میکند. همچنین، در برخی منابع لغوی، این واژه به بخشهایی از لباس، بهویژه دو طرف جلو و پشت گریبان، اشاره دارد. این کاربرد نشاندهندهٔ غنای معنایی و توسعهٔ استعاری واژه در حیطههای گوناگون فرهنگ و زندگی روزمره در دوران گذشته است.
بادگان
لغت نامه دهخدا
بادگان. ( ص مرکب، اِ مرکب ) حافظ و حفظکننده. ( برهان ) ( انجمن آرا ). حافظ و نگاهدار. ( ناظم الاطباء ). حافظ خانه. ( آنندراج ). || خازن و خزانه دار.( برهان ). خازن و خزینه دار. ( ناظم الاطباء ). پاسبان گنجینه. گنجور. خزانه. ( آنندراج از برهان. در برهان خزانه نیامده است ). || ( اِ مرکب ) پیش و پس گریبان جامه را نیز گویند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
حافظ و حفظ کننده
جمله سازی با بادگان
💡 آن یکی شد باد را آن بادگان آن یکی بهمن شد و بهرام آن