باد گر

لغت نامه دهخدا

بادگر. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) بادگرد. گردباد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بادگرد، و شعوری ج 1 ورق 160 شود.

فرهنگ فارسی

گرد باد

جمله سازی با باد گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما در درون سینه هوایی نهفته‌ایم بر باد گر رود سرِ ما بر هوا رود

💡 ناموس حسن می‌رود از یک نگه به باد گر نشنوی ز من ز حیا می‌توان شنید

💡 چون موی توام در دو جهان روی سیه باد گر یک سر موی تو فروشم به دو عالم

💡 با صد دریغ جان به جوانی دهم به باد گر زآنکه رحمتی نکنی بر جوانیم

💡 ای باد که جان فدای پیغام تو باد گر بر گذری بکوی آن حور نژاد

💡 صوفی به دور لعل لبت سنگسار باد گر سر فدای خشت سر خُم نمی‌کند

ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز