باد پیش

لغت نامه دهخدا

باد پیش. [ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بادی که از مشرق وزد. ( ناظم الاطباء: باد ). باد مشرقی را گویند و بعربی قبول خوانند.

فرهنگ فارسی

بادی که از مشرق وزد

جمله سازی با باد پیش

💡 زان پریشان می‌شود از باد زلف او که باد پیش زلفش قصه جمعی پریشان می‌برد

💡 در ستایش باد پیش تو همه ساله خرد در پرستش باد پیش تو همه ساله روان

💡 مهر رخشان باد پیش رای تو همچون سها بحر جوشان باد پیش دست تو همچون سراب

💡 باد را بشکن که بس فتنه‌ست باد پیش از آن کت بشکند او هم‌چو عاد

💡 چرا کند بسر زلفک تو گل سپری چو کرد بایدش از باد پیش گل سپری

💡 چو باب علم گشودی تو، بسته شد در جهل چو باد پیش سلیمان وزید پشه بجست