«باد هرزه» واژهای مرکب در زبان فارسی است که در متون کهن چند معنا دارد. در معنای اصلی و قدیمی، به نوعی افسون یا دمیدن جادویی گفته میشد که به باور مردم، دزدان آن را بر صاحب مال میدمیدند تا او به خواب سنگین فرو رود و بتوانند اموالش را بدزدند. این باور بیشتر در فرهنگها و نوشتههای قدیمی نقل شده و جنبه افسانهای و خرافی دارد. در ادبیات فارسی نیز گاهی از «باد هرزه» برای اشاره به همین افسون یاد شده است. علاوه بر این معنا، این واژه به صورت مجازی نیز به کار میرود. در معنای مجازی، «باد هرزه» به سخن بیهوده، حرف بیارزش یا گفتاری گفته میشود که فایده و حقیقتی در آن نیست. همچنین گاهی برای وعده دروغ یا قولی که عملی نمیشود نیز از این اصطلاح استفاده میکنند. در برخی متون ادبی، شاعران از این واژه برای نکوهش سخنان پوچ و بیاساس بهره بردهاند. بنابراین «باد هرزه» هم به افسون افسانهای دزدان اشاره دارد و هم به معنای سخن بیهوده یا وعده دروغ به کار میرود. این واژه بیشتر در متون کهن و ادبیات فارسی دیده میشود.
باد هرزه
لغت نامه دهخدا
بادهرزه. [ هََ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) افسونی را گویند که دزدان بر صاحب کالا بدمند تا خواب گران برو مستولی شود. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). افسونی را گویند که دزدان بر صاحب کالا میدمیدند تا خواب گران براو مستولی میشد و اسباب او را می بردند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). فسونی که دزدان بر صاحب کالا دمند تا خواب گران برو مستولی شود. ( رشیدی ) ( جهانگیری ) ( شعوری ج 1 ورق 190 ):
بچارپاره زنگی ببادهرزه دزد
ببانگ زنگل نبّاش و کُم کُم نقّاب.خاقانی ( قسمیات ).|| سخن بیهوده. || وعده خلاف. ( رشیدی ). وعده دروغ.
فرهنگ فارسی
افسونی را گویند که دزدان به صاحبان کالا دهند تا خوابشان برود
جمله سازی با باد هرزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو گنجم درین کُنج و بس فارغم که چون باد هرزه دوی نیستم
💡 به باد هرزهدوی داد خاک مزرع راحت دماغ سوخته خرمن ز حاصلی که ندارد
💡 فرهنگ نامهها و کتب قدیمی نیز در مورد وجه تسمیه میانجلگه اشاراتی نمودهاند، از جمله لغت نامه دهخدا مینویسد: «میان جلگه ناحیه ای است دارای قریههای بزرگ که بین نیشابور و هرات واقع است و اصل آن به زبان پهلوی باد هرزه است».