باد شدن
لغت نامه دهخدا
باد شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ناپدیدگشتن باشد. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 355 ). هبا شدن. محو شدن. از میان رفتن. هدر شدن:
کنون باد شد آنهمه پیش اوی
بپیچید جان بداندیش اوی.فردوسی.ترا دل بآن خواسته شاد شد
همه جنگ در پیش تو باد شد.فردوسی.کف دست بر پشت وی برنهاد
شد آن خشم شمعون بیک باره باد.شمسی ( یوسف و زلیخا ).|| پریدن. ( آنندراج ) ( دمزن ). رجوع به باد شود.
فرهنگ فارسی
کنایه از ناپدید گشتن باشد
جمله سازی با باد شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نوارهای لاستیکی باید به اندازهای کوچک باشند که پس از باد شدن در شکل آیرودینامیکی بال تغییر زیادی ایجاد نکنند. در هنگام استفاده، فشار هوا با بادکردن بوتها باعث کنده شدن یخ از سطح آنها میشود. سپس با مکش هوا بوتها به حالت اولیه خود بر میگردند.
💡 قرمز: باد شدن این پرنده ویژگی خاص آن است. او در نسخه فضایی تغییر چندانی نکرده و فقط ظاهر فضایی به خود گرفتهاست و در نسخه جنگستارگان در نقش لوک اسکایواکر، با شمشیر نوری به جنگ دشمنان میرود؛ امّا در نسخهٔ پرندگان خشمگین ۲ به خوکها پیوسته و قابلیت جدیدی میگیرد. او امواج صوتی میفرستد که ساختمانها را به جلو هدایت میکند.