باد جستن

لغت نامه دهخدا

باد جستن. [ ج َ / ج ِ ت َ ] ( مص مرکب ) هیجان. || بمجاز، خطری پیش آمدن. اشکالی ایجاد شدن:
چو فرمان خسرو نیاورد یاد
نگر تا سرانجام چون جست باد.فردوسی.- باد جستن کسی را؛ اقبال کردن بخت بدو. روی آوردن خوشبختی به وی:
بیک رزم اگر باد ایشان بجست
نشاید چنین کردن اندیشه پست
ز هر سو سلاح و سپاه آوریم
بنوّی یکی تازه راه آوریم.فردوسی.رجوع به باد شود.

فرهنگ فارسی

هیجان اشکالی ایجاد شدن

جمله سازی با باد جستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مقیم منزل تحقیق ‌گشتن آسان نیست بده غبار دو عالم به باد جستن خویش

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز