باخس

لغت نامه دهخدا

باخس. [ خ ِ ]( ع ص، اِ ) ظالم. کم کننده حق کسی. ( آنندراج ). باخسة.
- امثال:
تحسبها حمقاء و هی باخس، و بروایتی باخسة؛ در حق زیرکی گویند که خود را احمق وانماید و اصل مثل آنست که شخصی زنی را گول پنداشته از فرط طمع مال خود را بمالش آمیخت تا در وقت تقسیم مال جید ستاند. زن عندالمقاسمه راضی نشد و شکایت پیش قاضی برد. قاضی مال زن بزن رهانید و بر آن مرد عتاب کرد و تاوان فرمود و گفت تو زن را فریب میدهی آن مرد در جوابش گفت: تحسبها حمقاء و هی باخس؛ ای و هی ظالمة. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

ظالم کم کننده حق کسی

جمله سازی با باخس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سانت فرویتس د باخس ۲۲٫۲ کیلومترمربع مساحت و ۷٬۹۶۱ نفر جمعیت دارد و ۲۴۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز