باب کردن

لغت نامه دهخدا

باب کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مرسوم کردن. مد کردن. روائی دادن.رایج کردن. متداول کردن. تبویب. رجوع به باب شود.

فرهنگ فارسی

مرسوم کردن

جمله سازی با باب کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رخنه ای از هر بن مو هست در ملک بدن حفظ این منزل ز چندین باب کردن مشکل است

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز