با اب و تاب
مترادفها
پرجنب و جوش، پرزرق و برق، پرنشاط، درخشان، با شکوه، با جلال
متضادها
بیروح، بیحال، بینشاط، بیرمق، ملالآور
فرهنگ معین
( با آب و تاب ) (بُ ) (ص مر. ) مفصل، با شرح جزییات.
فرهنگ فارسی
( با آب و تاب ) ( صفت ) بطور مشروح مفصل بتفصیل مقابل بی آب و تاب.
جمله سازی با با اب و تاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانگون (کرهای: 단군; هانجا: 檀君) یا وانگئوم دانگون، پادشاه و بنیانگذار افسانه ای پادشاهی گوجوسان میباشد. او پادشاهی خود را در اطراف لیائونینگ، منچوری و شمال شبه جزیره کره آغاز کرد. طبق افسانهها به او نوهٔ بهشت یا پسر خرس میگویند. او پادشاهی گوجوسان را در سال ۲۳۳۳ قبل از میلاد مسیح تأسیس کرد. او خالق نظام امپراطوری و قدرت واحد پادشاهی بود. مراحل رسیدن دانگون به رویای خود که تبدیل حکومت ملوک الطوایفی به نظام تمرکز قدرت یا همان پادشاهی، در سریال سرگذشت اسدال با اب و تاب های فراوان و ساختگی نقل شده است.
💡 او با لبخند بسیار زیبا و با اب و تاب وارد مجلس شد و توجه همه حاضران را به سمت خود در همان لحظه اول جلب کرد.
💡 سخنرانی آن سیاستمدار با لحنی قاطع و با اب و تاب، توانست هیجان زیادی در میان جمعیت ایجاد کرده و آنها را برای تغییرات آینده امیدوار کند.
💡 هنرمند با استفاده از رنگهای درخشان و با اب و تاب، تابلویی خلق کرد که هر بینندهای را در نگاه اول مجذوب زیبایی و شکوه آن میکرد.