لغت نامه دهخدا
ای شگفت. [ اَ / اِ ش ِ گ ِ ] ( صوت مرکب ) ای شگفتا. برای اظهار تعجب بکار رود:
آب گلفهشنگ گشته ست از فسردن ای شگفت
همچنان چون شوشه ٔسیمین نگون آویخته.فرالاوی.ای شگفت آنکه همی کینه خوارزم کشید
تا که حاصل شودش نام و برآید از ننگ.فرخی.
ای شگفت. [ اَ / اِ ش ِ گ ِ ] ( صوت مرکب ) ای شگفتا. برای اظهار تعجب بکار رود:
آب گلفهشنگ گشته ست از فسردن ای شگفت
همچنان چون شوشه ٔسیمین نگون آویخته.فرالاوی.ای شگفت آنکه همی کینه خوارزم کشید
تا که حاصل شودش نام و برآید از ننگ.فرخی.
برای اظهار تعجب بکار رود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر گریه تو خنده همی آید ای شگفت کان نیست آب دیده تو هست دام نان
💡 گرچه دوتاست گردون از خلقت ای شگفت او را نیایش از دل یکتا کند همی
💡 با روزگار قمر همی بازم ای شگفت نایدش شرم هیچ که چندین کند دغا
💡 من آن خوارم اندر جهان ای شگفت که نیکو نگه داردم پاسبان
💡 خداوند خرمن ز بخل ای شگفت مگر خوشه از خوشه چین وا گرفت؟!