اکام

لغت نامه دهخدا

( آکام ) آکام. ( ع اِ ) ج ِ اُکُم و اُکُم ج ِ اِکام و اِکام ج ِ اَکم و اَکم ج ِ اَکمه. منظرها. زمینهای بلند. تل ها. تپه ها. پشته ها. توده ها. سنگلاخها.
اکام. [ اِ ] ( ع اِ ) خوی گیر. ( ناظم الاطباء ). || ج ِ اَکمَة. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ اَکَم. سنگلاخها. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اکمة شود.
اکام. [ اُ ] ( اِخ ) نام کوهی. ( ناظم الاطباء ) ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( آکام ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ اکمه، تپه ها، پشته ها.

فرهنگ عمید

( آکام ) تل ها، تپه ها، پشته ها.

فرهنگ فارسی

( آکام ) زمین های بلند
تلها، تپه ها، پشته ها
نام کوهی

فرهنگ اسم ها

اسم: آکام (پسر) (کردی، فارسی) (طبیعت) (تلفظ: ākām) (فارسی: آکام) (انگلیسی: akam)
معنی: سرزمین فراز، زمین های بلند، تپه، نتیجه، امید، ( عربی )، سرزمین بلند، تپه ها، ثمره، سود، فایده

دانشنامه آزاد فارسی

اُکام
رجوع شود به:ویلیام اکام (ح ۱۲۸۵ـ۱۳۴۹م)

جمله سازی با اکام

💡 اکام از پیش‌گامان نام‌گرایی است. او حقیقت را در افراد می‌دانست، نه در کلیات و علم را محصول تجربه و مشاهده می‌دانست، نه تخیلات. اکام علم الهیات را یکسره از فلسفه جدا کرد و کوشید علم را از چنگال کلیسا برهاند. مهم‌ترین أثر اکام در فرهنگ روشنفکری نوین به خاطر اصل ایجاز در توصیف و الگوسازی است. جمله معروف او ((احتمال صحیح بودن توضیح ساده‌تر، بیشتر است)). این اصل با نام تیغ اوکام معروف است.

💡 در اوپانیشادها اکام سات (واقعیت یکتا) به اکام ودا آتویتیام (یکتای بدون دومی) تبدیل می‌شود،

💡 ژان بوریدان (۱۳۰۰–۱۳۵۸) فیلسوف تأثیرگذار فرانسوی و از متکلمان قرون وسطی است که در سده چهاردهم می‌زیست. از پیروان ویلیام اکام (ویلیام آکمی) به شمار می‌رفت. در دانشگاه پاریس درس می‌داد و در زمان خودش بزرگترین معلم فلسفه و منطق بود. کوشش‌هایی که در نظریه‌هایش تبلور یافت، علیهٔ فاصلهٔ فیزیک ارسطویی با نتایج تجربهٔ عملی بود.

💡 تیم ملی فوتبال عراق ترکیب اولیه خود را در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۳ اعلام نمود. در ۱ ژانویه ۲۰۲۴، امجد عطوان به علت مصدومیت با اکام هاشم جایگزین شد.