اپورتونیسم
مترادفها
فرصتطلبی
متضادها
اصولگرایی، ایدئالیسم
فرهنگ معین
( ~. ) [ انگ. ] (اِمص. ) فرصت - طلبی، پی فرصت مناسب بودن برای رسیدن به اهداف شخصی بدون اعتقاد به اصولی خاص.
جمله سازی با اپورتونیسم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در رابطه با ایران شفق سرخ و رهبرانش مانند زواره امیری تئوری اپورتونیسم تاریخی حزب توده را قبول نداشته و معتقد بودند که این حزب و نیز حزب کمونیست ایران در دورهای حزب طبقۀ کارگر ایران بودهاند. در نتیجۀ این رویکرد، نیازی به احیای حزب طبقۀ کارگر ایران نبود، بلکه میبایست از همان مشی تاریخی حزب کمونیست ایران تبعیت صورت میگرفت.
💡 این واقعیت که کنش منفعتخواهانه این تعارض را برمیانگیزد، نشان میدهد تمایل به استفاده از فرصتها به نفع «بیش از حد» یا «نادرست» است و نتیجه آن کمبود شخصیت یا عدم تناسب است. از این رو اصطلاح اپورتونیسم اغلب مفهوم عبارت تحقیرآمیز را دارد. اخلاقگرایان ممکن است از اپورتونیسم بیزار باشند تا آنجا که اپورتونیسم متضمن نقض یک اصل اخلاقی است.
💡 برخی منتقدان سیاسی معتقدند که تغییر مداوم مواضع و اصول توسط برخی سیاستمداران، مصداق بارز اپورتونیسم برای رسیدن به قدرت است.
💡 در زیستشناسی، مفهوم اپورتونیسم به توانایی موجودات زنده برای بهرهبرداری از شرایط موقت و مساعد محیطی برای بقای خود اشاره دارد.
💡 رفتار او در محیط کار نشاندهنده نوعی اپورتونیسم بود، زیرا او فقط زمانی به دوستانش کمک میکرد که نفع شخصی در میان باشد.